تبليغاتX
من، در همین حوالی، گاهی دور، گاهی نزدیک
 
   
  گاهی دلم می خواست

انقدر مداد داشتم تا تمام دنیا را خط خطی کنم

تمام تمام تمامش را

شاید بجز...

 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
  کم کم کم، دارم به نتیجه میرسم

به نتیجه

به پاسخی برای سوالم

به حقی که ندادم

به اجازه ای که نگرفتم

به بودنی که "نباید" بود

به همشان

باید حق بدهم به همشان

باید یاد بگیرم که ..

یاد بگیرم که نروم

یاد بگیرم که باشم و نباشم

باید

ازین به بعد

از همشان به بعد

یاد بگیرم که نفس کشیدن زیر ماسک را تحمل کنم

یاد بگیرم که من از نباید های آفرینش است

باید یاد بگیرم که من حق ندارد که دست به ماسک بزند

باید یاد بگیرم که همشان حق دارند،




 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
  .................................................

.................................................

.................................................

.................................................

................................................

_______________________

......... ؟

 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
  بهم میگفت خودخواهی،

شاید میگه،

شایدم میگن،

دقیق نمی دونم،

تازگیا فکرم یه جا بند نمیشه،

نمیدونم هستم؟

تو هم فکر میکنی خودخواهم؟

فقط چون دلم تنگ میشه هی؟

خودخواهم؟

تو میدونی؟


 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
   دلم می خواست دختر کوچکی می شدم 

تا وقتی عروسکم شکست،

یک آدم بزرگ، در آغوشم بگیرد و بگوید:

"عیب نداره، بزرگ می شی یادت میره."


 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
 

پا می کوبد بر زمین

سرش گرم ستاره ها نمی شود دیگر

کودکی که با ماه بازی کرده..،

___________

کلافه دائمی،

 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
  می ترسم که برگردم انگار

کسی رویاهایم را خط خطی می کند

هر چه پاکش می کنم، محکم تر می کشد

مدادش نوک تیز است یا دستش قوی، نمی دانم

خونریزی کرده رویاهایم،

خط خطی شده!

 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
  دیر کرده ای

دیر زمانیست که دیر کرده ای..

خو گرفتم دیگر با خودم

با خودی بی خود،

خو گرفته ام،

چندیست.. ،

 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
 

یک  بار برای همیشه

باور کن که اشتباه میکنی

و تنها

چیزی را بپذیر

که میخوانی 

فقط همین

برای همیشه

فقط همین کافیست

برای همه تو

همین کافیست

که تمام شود همه چیز

یک بار برای همیشه

فراموش کن خودت را

نبین

بگذر

و فراموش شو.

_________________-

خطاب به خودم،

 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
 

نیستم حتی در خودم!!

گم شده بین همه بودن ها،


 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
  دلشوره های یخ زده،

در تبعید گاه های بیابانی من،

محکوم به سکوت ابدی کویر،


 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
  هستم در همین حوالی

اما کی

نمی دانم

با بودنی که سرشار از نباید هاست

سرشار از جاهایی برای نبودن

حضوری سنگین از من در همین حوالی

منی که گاه و بی گاه

به من گوشزد می کند اشتباهی بودنم را

باید نباشم 

تا باشد جایی برای بودنی ها،


 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
  به آخر خودم رسیدم،

همین،

 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
  دست هایتان را که به سمتم باز می کنید،

ترس حلقه بازوانش را تنگ تر میکند،

 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
  یاد بگیر،

آدم ها دروغ نمی گویند،

حرف هاشان، همیشه در لحظه حقیقت است،

تقصیری ندارند،

فقط حقیقتشان لحظه ایست،


 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
  این یکی یه درد و دله واسه خودم،

نه ادبی نه هیچی،

خسته نیستم، کلا نیستم یه جورایی،

سرم پر شده از آهنگ "فقط یکمی چای واسه من بریز" و "آدم یه جاهایی رو مجبوره" 

حس خوبی بهم میده

نه واسه دوست داشتن و ژانر عاشقانه اش

فقط مردونه اس، همین،

ته کشیدم انگاری، نه واسه بقیه ها،

فقط واسه خودم،

واسه بقیه همونم،

اما تو خودم، پیدا نمی کنم خودمو،

هرچی به خودم میگم چه مرگته لعنتی آخه،

هیچ کی نمونده جوابمو بده،

شاید واسه همینه که همه جمله هام تازگیا

نا خودآگاه با ویرگول تموم میشه،

____________________________

روراست بودم خیلی،

غم نیست،

هرچی باید باشه،

گم شده فکر کنم،

 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
  تازگی ها،

برای همه چیز محکوم میشوم

در دادگاه خودم،

از دلتنگ شدن هایم می ترسم

از دوست داشتن هایم 

از حضورم نیز

انگار

اشتباهی شده باشم،

تازگی ها، فکر هایم شده اند زندانی و مغزم زندان

شکنجه میشوم آنجا

برای هر حرفی که فرار کند

حرف های دلم، حکمشان سنگین تراست!

تازگی ها آنقدر حرف هایم از ممیزی های مغزم رد میشوند که

دهانم از باز ماندن و نگفتن درد گرفته،

برای آن هایی که بی اجازه می گویم،

به شنیدن صداهای منطق و عقل محکوم می شوم،

تازگی ها،

تمام راه های فرار فکر هایم از عصب های  رشته ای به بن بست می رسد،

شاید هم به تابلوی جاده در دست بازسازی، تا مدتی نا معلوم..

دلم می خواهد فرار کنم ازین تن، 

دلم میخواهد، مثل همه کسانی که از تنشان فرار کرده اند،

من هم فرار کنم،

بی پرده بگویم،

روحم خسته شده.. ،

_______________

تمام حقیقت،

همین،


 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
  چگونه به حکم برسم،

با این همه فرض محال؟

_______________________

... just a real bad sense repeated again

 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
  به تعداد همه من ها،

حتی در گفتن واژه هایی که نیاز به گفتنشان دارم،

دچار "نمی دانم" شده ام!!!

 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
   
  من،

به تعداد همه آن هایی که می شناسنم!

-------------

به نفهمیدن متهم شدم،

سکوت کردم!

همین!

 
 
 |    نوشته شده توسط سارا
 
 

pctfx3.3

Lonely Girl Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور